سوال :
مراحل "رشد ایمان" را از نظر فولر- روان شناس- (برگرفته از کتاب روان شناسی رشد لورا ای برک) از مرحله شهودی تا ایمان عطفی، فقط نام ببرید
جواب:
مرحله اول ـ ايمان شهودي ـ فرافکني: در اين مرحله ايمان بيانگر ابراز آرزوهاي کودک است. کودکان در سن 3 تا 7 سالگي داراي جهتگيري خيالبافانه و تقليدي هستند، ولي محتواي فکر آنها داراي الگوهاي نسبتا سيال است. در مرحله اول فولر همانند مرحله اول قضاوت اخلاقي کلبرگ کودک کاملاً خود ميان بين بوده و در عين حال در خصوص تابوهاي موجود در جامعه نسبت به برخي از اعمال کاملاً آگاهي دارد.
مرحله دوم ـ ايمان اسطورهاي ـ سطحي: کودک در اين مرحله به دروني کردن داستانها، اعتقادات و جنبههاي مختلف مربوط به فرهنگ جامعه ميپردازد. اعتقادات و قواعد اخلاقي در اين مرحله کاملاً عيني و سطحي هستند. اين مرحله با گسترش و تصريح شکلگيري شخصيت کودک تحت تأثير ويژگيهاي شخصيتي ديگران همراه است.
مرحله سوم ـ ايمان ترکيبي ـ قراردادي: در مرحله سوم نوجوان نسبت به ديدگاهها و باورهاي موجود در خارج از خانواده آگاهي مييابد. بنابراين در اين مقطع ايمان مذهبي در خدمت تدارک جهت يابي منسجم از دنياي متنوع و پيچيده بوده، ديدگاههاي معارض با يکديگر را در يک چارچوب کلي با يکديگر ترکيب کرده وحدت ميبخشد. مرحله سوم اصولاً در نوجواني آغاز ميشود و به اوج خود ميرسد و در عين حال براي بسياري از بزرگسالان به عنوان يک تعادل جويي دائمي تلقي شده از اين مرحله فراتر نميروند. در مرحله سوم اگر چه شخص داراي يک «ايدئولوژي» است که شامل مجموعهاي از باورها و ارزشهاي بيش و کم باثبات است، اما اين ايدئولوژي را به عنوان يک واقعيت مستقل مورد بررسي و آزمايش قرار نميدهد.
مرحله چهارم ـ ايمان وابسته به طرز تفکر فرديت يافته: مرحله چهارم شامل دروني کردن باورهاي فرد است. انتقال از مرحله سوم به چهارم بسيار حائز اهميت است. چون با اين انتقال نوجوان و يا بزرگسال بايد مسئوليت پذيرش هرگونه سبک زندگي، ارزشها و تعهدات عملي نسبت به آنها را به عهده گيرد.
مرحله پنجم ـ بازنگري در ايمان تثبيت شده: در مرحله پنجم عليرغم تثبيت اعتقادات فرد که طي مراحل قبل شکل گرفته است، شاهد بروز يک بحران در اعتقادات شخص هستيم. اين ترديد و بازنگري نسبت به اعتقادات در فواصل نيمه عمر انسان رخ ميدهد. فولر و لوين با استفاده از مفاهيم روان تحليلگري مرحله پنجم را مورد تجربه و تحليل قرار ميدهند. بنابر نظر آنها در اين مرحله اطمينان نسبت به ارزشها توسط فشارهاي حاصل از سرکوبي بخش هشيار شخصيت در دوران اوليه زندگي زير سؤال و يا مورد بيتوجهي قرار ميگيرد. اين نظريهپردازان از به گوش رسيدن پيامهاي مربوط به جنبههاي عميق «خود» سخن ميگويند. اين پيامها شامل بازشناسي انتقادي بخش ناهشيار اجتماعي انسان است. محتواي ديني پيامها عبارتند از: اسطورهها، تصاوير آرماني و تعصبهايي که با توجه به تربيّت ناشي از طبقات اجتماعي خاص، سنتهاي مذهبي و گروههاي قومي بخصوص عميقا در «سيستم خود» فرد رسوخ کرده است.
مرحله ششم ـ ايمان جهاني: همانطور که در مرحله ششم قضاوت اخلاقي کلبرگ مطرح شده است، مرحله ششم از تحول ايمان نيز از جهت وقوع بسيار اندک است. کساني که مرحله ششم ايماني جهاني را تجربه کردهاند، احساس رابطه نزديک و صميمانه بين خود و جهان پيرامون خود را گزارش کردهاند. تجارب مطرح شده در مرحله ششم تحول ايمان مبني بر احساس رابطه نزديک بين فرد و جهان پيرامون را در نظريه فولر تحت عنوان تجربه اوج در افراد خود شکوفا و نيز در توصيفات تجارب ديني مطرح شده توسط ويليام جيمز (1901) در کتاب گونههاي تجارب ديني وجه تشابه بسيار زيادي ديده ميشود.
منبع :
http://www.hawzah.net/Per/Magazine/QA/008/QA00803.ASP
لینک سوال:
http://tebyan.net/index.aspx?pid=824&questionType=2
+ نوشته شده توسط فرزند کویر در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت
7:32 |