فتح المبین
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
لینک دوستان
نویسندگان
درباره ما

***اين وب با 13500 پست تاكنون ركورد دار تعداد مطلب در بين وبلاگ هاي ثبت شده ي جهان به حساب مي آيد ***


سلام بر چشم انتظاری
، سلام بر بوی تربت ، 
سلام بر سرزمینی که از آن همه جوان، فقط استخوان هایشان را به آغوش میهن بازگرداند
 خیلی هاشان بی سر
 ، خیلی هاشان هم بی پلاک ، 
سلام بر دل مادران
 ، سلام بر مفقودین
 .درود بر شهدای گمنام و 

وای بر من که هنوز...




صاحب امتيازان سايت فتح المبين:
رضا ساعي شاهي
محمد داود نصيري الحسيني
جستجو

وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
فتح المبین (7236) ,  إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا (1506) ,  عاشورا (667) ,  هسته ای (609) ,  مذاکرات (608) ,  ashoora (578) ,  ع (368) ,  س (309) ,  معصومین (296) ,  دفاع مقدس (223) , 
 

 

نمونه سوالات درس آشنایی با دفاع مقدس ( لینک 1)(لینک 2)(لینک 3)

جهت دریافت نمونه سوالات به  صورت کامل اینجا را کلیک نموده یا به ادامه مطلب بروید

 دریافت راهنمای پاسخ به سوالات در سامانه فتح المبین ( لینک 1)(لینک2)( لینک 3)

جهت دانلوداسلاید ها اینجا را کلیک نمائید


برچسب ها : فتح المبین, درس آشنایی با علوم و معارف دفاع مقدس

موضوع : درس آشنایی با دفاع مقدس , 

آیت الله شاه آبادی می­فرمود:

«سالک الی الله در صورتی می­تواند به جایی برسد که در ضمن سیر، اوّل مرتبه اتکاء به خانم حضرت صدیقه (سلام الله علیها) داشته باشد و این محبّت خانم حضرت صدیقه (سلام الله علیها) است که انسان را به راهی که باید برود هدایت می­کند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد داشت. ایشان از ائمّه علیهم السلام روایت می­کردند که شما هر وقت محتاج می­شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار می­شویم دست به دامن مادرمان می­شویم. گرفتاری و احتیاج ائمّه (علیهم السلام) همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد و لذا ایشان می­فرمود محال است سالک سیر و سلوک کند و به جایی برسد مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و البته منظور از این که به جایی برسد، نه این امور که مثلاً افکار رابخواند یا هر چیز می­خواهد برای او مهیّا باشد، نه! آن­ها اصلاً ارزش ندارد. آن چیزی که ارزش دارد مقام قرب پروردگار است و این مقام محقق نمی­شود مگر از طریق خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها).»[۱]


[۱]. آسمانی «زندگی نامه حضرت آیت الله العظمی محمّد علی شاه آبادی»، ص۴۷ به نقل از آیت الله نصر الله شاه آبادی.


برچسب ها : رسیدن به مقام قرب الهی فقط با محبّت حضرت زهرا

موضوع : معصومین ,  بزرگان،عتبات مذهبي،حرم معصومين , 
مقام حضرت زهرا به روایت امام جواد علیه السلام  

حضرت زهرا

ابن حمزه از امام جواد (علیه السّلام) روایت کرده که فرمود:

رسول خدا، سلمان را برای کاری نزد فاطمه (علیها سلام) فرستاد، سلمان گفت: جلوی در ایستادم و با کمی انتظار سلام دادم، اما شنیدم که آن بانو، به آرامی قرآن می خواند و سنگ آسیاب دستی می چرخد و کسی هم نزد او نیست، سلمان گفت: نزد رسول خدا بازگشتم و عرض کردم: ای رسول خدا ! امر بزرگی را مشاهده نمودم، حضرت فرمود: چه امری ای سلمان! آنچه دیدی، بازگوی.

عرض کردم: ای رسول خدا ! جلوی در خانه ی دخترت ایستادم، پس شنیدم که فاطمه آهسته قرآن می خواند و سنگ آسیاب دستی می چرخد و کسی هم نزد او نیست! رسول خدا تبسمی کرد و فرمود: «ای سلمان! همانا خدای متعال دل و تمام اعضا و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان و یقین بی اندازه، سرشار کرده است، لذا برای عبادت پروردگارش، از هر اندیشه و اشتغالی تهی گشته است، خدای متعال نیز به فرشته ای بنام «روفائیل» ـ و در روایتی رحمت ـ مأموریت داده تا آسیاب او را بچرخاند و خدای متعال خود، مؤنه ی دنیا و آخرتش را کفایت کرده است.[۱]


[۱]. الثاقب فی المناقب، ص۲۹، حدیث۲۴۸ به نقل از فرهنگ جامع سخنان امام جواد علیه السلام، ص


برچسب ها : مقام حضرت زهرا به روایت امام جواد علیه السلام

موضوع : دل نوشته ها ,  معصومین , 
حزن و اندوه مادرم زهرا را به یاد آوردم  

از علامه سیّد باقر پسر آیت الله  سیّد محمّد هندی (متوفّای ۱۳۲۹) نقل شده که:

حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) را در شب عید غدیر در خواب به حالت افسرده و غمگین دید. پرسید:

آقای من! چه شده که شما را امروز غمگین و افسرده می­بینم با اینکه مردم از عید غدیر خوشحال و مسرورند؟

حضرت فرمود: حزن و اندوه مادرم زهرا را به یاد آوردم ، سپس فرمود:

لا تّرانی اتّخَذتُ لا و عُلاها     بَعد بَیت الاحزانِ بَیت سُرور

سوگند به شرف و مقام آن حضرت مرا نخواهی دید که پس از بیت­الاحزان خانه خوشی بگیرم.

کُلُّ غَدرٍ وَ قَولَ اِفکٍ و زُورٍ    هُوَ فَرعٌ مِن جَحدِ نَصِّ الغَدیرِ

هر مکرى و گفتار دروغى و شهادت نابحقى که اتفاق مى افتد، علتش کسى است که نص بر غدیر را انکار کرده است.[۱]


[۱]. مقرم: وفاه الزهراء (سلام الله علیها)، ط حیدریه نجف، ص


برچسب ها : حزن و اندوه مادرم زهرا را به یاد آوردم

موضوع : دل نوشته ها ,  معصومین , 

حضرت زهرا سلام الله علیها

همواره از گذشته بین مورخین و محدثین برای تعیین تاریخ شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) اختلاف نظر وجود داشته و علامه ی مقرّم (رحمه الله علیه) تا ده قول در این موضوع از علما نقل فرموده است.[۱] اگرچه مشهور بین این ده قول روایت ۷۵ روز و ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می باشد اما در اینجا قصد داریم قضیه ای را از زبان آیت الله مقتدایی که در درس خارج فقه خود در تاریخ ۸۹/۲/۷ بیان فرمودند نقل کنیم.

ایشان فرمودند:

سال ۱۳۴۵ شمسی در مکه شیخ علی کاشف الغطاء نوه شیخ جعفر کاشف الغطاء را دیدم … و او خاطره ای را برایم گفت : که ، جد ما مرحوم کاشف الغطاء با خود گفت مردم در احکام الهی از ما متابعت می‌ کنند و ما فتوی می ‌دهیم و آنها عمل می‌ کنند. در مورد شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم اگر ما اعلام بکنیم که شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) روی ۷۵ روز است یا روی ۹۵ روز است مردم متابعت می ‌کنند و دو دستگاه و دو موقع عزاداری برپا نمی ‌شود و تصمیم گرفت در این مورد مطالعه کند. لذا کتب مربوطه از شیعه و سنی را جمع کرد تا با یک بررسی عمیق تحقیق کند و حکم نهایی را صادر کند. آن بزرگوار (شیخ جعفر کبیر) مادر پیری داشت متجهده و اهل عبادت بود. شب در عالم خواب حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) را در خواب می ‌بیند که با حال غضب (با این تعبیر) فرمودند که این چه کاری است پسرتان می‌ خواهد بکند و می‌ خواهد [عزاداری] شهادت مرا کم کند.

 این زن که روحش از تصمیم پسرش خبر نداشت از اتاق می ‌آید بیرون نصف شب می ‌بیند که چراغ اتاق پسرش روشن است معلوم است که بیدار است. می ‌آید درب اتاق شیخ را باز می ‌کند وارد می ‌شود، می ‌بیند اینقدر کتاب دور شیخ جمع شده است که اصلا خود شیخ پیدا نیست گویا پشت کتاب مخفی شده باشد. می ‌رود جلو صدا می ‌زند پسر چه می ‌کنی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر تو غضبناک است .مرحوم شیخ فکری می ‌کند می ‌پرسد چه شده است؟

مادر می‌گوید: بی بی حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند می‌ خواهد ایام شهادت مرا کم کند؟!

مرحوم شیخ می‌ فهمد اقدامی که می‌ خواست بکند مورد نظر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیست.

خود حضرت می ‌خواهند که دو برنامه، دو تشکیلات، دو وقت جلسات گرفته بشود. مرحوم شیخ بساط را جمع می‌ کند و می ‌گوید همانطور که روال بوده برای حضرت زهرا دو دفعه عزاداری و مجالس منعقد بشود.[۲]


[۱]. ر.ک: وفاه الصدیقه علیها سلام، ص۱۱۴ و ۱۱۵

[۲]. داستان به نقل از وبگاه «منبرک».


برچسب ها : تذکر حضرت زهرا به شیخ جعفر کاشف الغطاء

موضوع : دین و زندگی و اخلاق ,  معصومین ,  بزرگان،عتبات مذهبي،حرم معصومين , 

در کتاب «منتخب التواریخ»، ص۳۸۸ چاپ اوّل آمده است: یکی از قبوری که در شام واقع است، قبر حضرت رقیه بنت الحسین است. پس از آن داستان جالبی را نقل می‏کند. می ‏گوید: شیخ محمدعلی شامی به من گفت: پدربزرگ مادری من سیّد ابراهیم دمشقی سه دختر داشت. دختر بزرگ، شبی در خواب حضرت رقیه (سلام الله علیها) را می‏بیند. حضرت رقیه با او می ‏گوید: به پدرت بگو که به والی شام خبر بدهد که در قبر من آب افتاده، بیاید و تعمیر کند. دختر خواب را به پدر می ‏گوید ولی پدر می ‏ترسد و خبر نمی‏ کند. شب دوم دختر وسط و شب سوم دختر سوم همین خواب را می ‏بینند و شب چهارم خود سیدابراهیم آن حضرت را در خواب می‏ بیند و با عتاب به او می‏ گوید: چرا به والی خبر نمی‏ دهید؟! سید نزد والی شام رفت و ماجرا را گفت. والی دستور داد علمای شیعه و سنی آمدند. والی گفت: قفل حرم به دست هر کس باز شود او متصدّی نبش قبر است. قفل به دست سیدابراهیم باز شد. سید قبر را نبش کرد و [در حالی که پیکر مطهر حضرتش سالم بود] آن بچه را بیرون آورد و در بغل نگهداشت و قبر را تعمیر کرد. سید پس از پایان کار از خدا خواست خدایا پسری برایم عطا کن. دعای او قبول شد و سید مصطفی به دنیا آمد. والی شام ماجرا را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت. سلطان عبدالحمید سیدابراهیم را متولی قبور شریفه کرد. و همین الآن تولیت قبور شریفه به دست سید عبّاس است که پسر سید مصطفی است. این ماجرا گویا در سال ۱۲۸۰ قمری روی داده است.


برچسب ها : داستان عجیب درباره حضرت رقیه سلام الله علیها

موضوع : دل نوشته ها ,  معصومین ,  بزرگان،عتبات مذهبي،حرم معصومين , 

شیخ مرتضی انصاری (ره) که از بزرگان علمای شیعه است و اساتید فقه و اصول و مراجع عظام برای فتوا دادن ناچار به تمسک به اقوال و استدلال های این ابر مرد عالم فقه و اصول هستند و همچنین کتاب «مکاسب» و «رسائل» ایشان سالهاست جزء کتب درسی سطح عالی حوزه است داستان عجیب در مورد ایشان در شب عاشورا را این گونه نقل کرده اند:

در شب های تاسوعا و عاشورا بعد از خاتمه ی منبر، در منزل شیخ مرتضی انصاری (شیخ اعظم) مراسم سینه زنی و نوحه خوانی برقرار بود.

در یکی از سالها در شب عاشورا به این علّت که مجلس به طول انجامیده بود و به خاطر ملاحظه و مراعات همسایه ها که مبادا ناراحت گردند، شیخ می فرماید، سینه زنی را ترک نمایند.

اهل مجلس سینه نزده، متفرّق می شوند و شیخ به خواب می رود. طولی نمی کشد که  نیمه شب از خواب بیدار شده می فرماید؛ جماعتی را که در مجلس بوده اند، جمع کنند و سینه زنی و نوحه خوانی نمایند و همه را شربت بدهند و پذیرایی کنند.

عده ای از آنان را جمع می نمایند و مشغول سینه زنی می گردند، و خود شیخ نیز با آنها به سینه زنی می پردازد.

وقتی علّت را سؤال می کنند، شیخ انصاری «ره» می فرماید:

امشب حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را در خواب دیدم که به من فرمود:

«شیخ مرتضی، تو مانع عزاداریِ فرزندم اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) هستی؟!»

عرض کردم: خیر! و از خواب پریدم.

لذا از حضرت زهرا (علیها سلام) خجالت می کشم که در شب شهادت فرزندش (شب عاشورا) عزاداری نکرده به خواب بروم. به همین جهت شیخ اعظم (ره) تا زنده بودند، همه ساله در شب عاشورا در خاتمه ی مجلس مراسم سینه زنی را ترک نکردند.[۱]


برچسب ها : عنایت حضرت زهرا, علیها سلام, به عزاداری شب عاشورا

موضوع : معصومین ,  عاشورا.نهضت حسینی , 

 

افسران - هدیه به حضرت علی اکبر علیه السلام صلوات

هدیه به صلوات

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم به حق حضرت علیه السلام


برچسب ها : هدیه به حضرت علی اکبر علیه السلام صلوات
جمعه 1 اسفند1393 ساعت 


برچسب ها : شهيد مدافع حرم